يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

110

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

الملك اسپان و پيلان از گذارا دست آورده و طوايف مذكور را نيز ترغيب كرده برابر خود روانه كرد « 1 » - عين الملك و او با پيلان و اسپان و حشم تافته بكوچ متواتر فرودست قنوج رسيدند - از آنجا گذارا شده فرود آمدند - سلطان بعضي امرا و ملوك را كه پيش ازين بجانب « 2 » اقطاعات خويش وداع داده روان كرده بودند - چنانچه خواجه جهان را جانب دهار و ملك عماد الملك را جانب ملتان - و ايشان تا بيانه رسيده بودند - طلب فرمود - و امراى ديگر از اطراف نيز بيامدند - سلطان هم از آنجا پيشتر شده متصل حصار قنوج نزول كرد - عين الملك بوقت نماز ديگر در گذر ليدبه « 3 » گذارا شد - اين خبر به سلطان رسيد - گفت ليدبه ايشان را فال بد است و ما مستعديم - چون آخر شب شده در لشكرگاه بيامدند - پياده شده بر طريقى كه در جنگهاى هندوستان « 4 » جنگ ميكردند بحرب پيوستند - سلطان ازين طرف پيلان و حشم را فوج فوج كرده بود - حملهء اول هزيمت در ايشان افتاده - شهر اللّه با زخم در لب آب گنگ افتاده غرق شده - همچنين به تمام لشكر با اسپ و اسلحه در آب ميافتادند و غرق ميشدند - بعضي كه سلامت بيرون آمدند « 5 » بدست هندوان غارت شدند - عين الملك زنده اسير و دستگير گشت - او را ابراهيم بنگي « 6 » برهنه بر لاشه سوار كرده پيش سلطان آورد « 7 » - چند روز پيش داخول حضرت موقوف بود - آخر رها شد - و بمراحم خسروانه « 8 » مخصوص گشت - سلطان از آنجا سمت دار الملك

--> ( 1 ) M . مذكور را بترغيب برابر خود روان كرد ( 2 ) M . بجانب او اقطاعات ( 3 ) B . ديگر در كدارا به كدارا شد ( 4 ) M . بر طريقي كه در جنگلهاى هندوستان جنگ مىكردند ( 5 ) M . بيرون ميآمدند ( 6 ) M . براهيم نيكي ( 7 ) M . سلطان آورده ( 8 ) M . بمراحم فراوان